سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و در دعا هنگام باران خواستن گفت : ] خدایا ما را سیراب ساز به ابرهاى رام به فرمان ، نه ابرهاى سرکش خروشان [ و این از گفتار فصیح عجیب است ، چه او ابرهاى با رعد و برق همراه با بادها و آذرخشها را به شتران سرسخت همانند فرموده است ، که بار از پشت بیفکنند و در سوارى دادن سرکشى کنند ، و ابرهاى تهى از رعد و برق ترسناک را به شتران رام تشبیه کرده است که شیرشان را به آرامى مى‏دوشند و به آسانى بر پشتشان نشینند . ] [نهج البلاغه]
 
یکشنبه 96 خرداد 21 , ساعت 9:44 صبح

 

دیوید راکفلر را گفتند ثروتت را از کجا کسبیدی؟


نگفتا: ارث جد وآبادم!دیویس رکفلر بودی

 
بلکه گفتا: از خدا همی خواستمی ولی خودم به دست آوردمی


او را گفتندی چگونه؟ مگر می شود؟مگر داریم؟


گفتا : از خدا کار خواستمی ولی خودم پیدا کردمی. زن خواستمی ولی خودم یافتمی


خانه خواستمی ولی خودم پیدا کردمی


پول وپله خواستمی ولی خودم پارو کردمی


خدا مرا گدای خود نکردی بلکه مرا هم مانند خود خدا کردی


ما برگ سبزی ها را از شنیدن این قصه بسی عجب افتاد

 .
قبل از آنیکه قارون را یادمان آید که همی گفتی: خودم با علم خود اندوختمی؛

 
یاد بایرام لودر افتادیم

 
آنگاه که به جیبهه رفتی در معیت مجید سوزوکی و اصدقاء

.
روزی از روزها از قضای بد روزگار، طیاره های عدو بعثی، جیبهه را بمباران کردندی و فرقه ی اخراجیه پناه گرفتندی

.
بایرام تنها ماندی و از خدا پناه گاه خواستندی

.
سوزکی لنگش را گرفتی و به زیر تانکی کشیدندی

.
بایرام که از فرط خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدی رو به آسمان کردی واز خدا تشکر کردی که شما زحمت نکش خودم پیدا کردمی


در همان حال بود که شایعه حمله شیمیایی با بوی و رایحه ی باقالی بین فرقه اخراجی پیچیدی وادامه ماجرا

 



@barge1sabz



لیست کل یادداشت های این وبلاگ