سفارش تبلیغ
صبا ویژن
غیرتمند هرگز زنا نکند . [نهج البلاغه]
 
پنج شنبه 88 اردیبهشت 31 , ساعت 10:53 عصر

الحمد لله بانوان در حکومت اسلامی توانستند در سطح وسیعی صاحب تحصیلات عالیه شوند ودیگراز آن حالت قدیم که در کنج پستو ها استعدادهایشان دفن می شد ودر جهل ونادانی وبی خبری  می زیستند وخاموش می مردند، خارج شدند .امروز اکثر صندلی های مراکز آموزش عالی را با نوان در اختیار گرفته اند ودر پیشرفت کشور سهم بسزایی دارند اما آیا این آخر راه است وهمه چیز به پایان رسیده وزن به سرحد کمال رسیده چون دیگر می تواند برای خودش کار کند و مستقل باشد ؟یا نه این سکه نیمه دیگری هم دارد واژدهایی زیر این جواهرات چشم نواز خفته است ؟

اگر کمی به وضعیت دیروز وامروز جهان ،وامروز کشورمان نگاه کنیم با واقعیت تلخی روبرو می شویم وآن بردگی نوینی است که به این قشر مظلوم اجتماع تحمیل می شود که بعضی آرزوی گذشته را کنند .اگر سری به کارخانه ها بزنیم می بینیم که متاسفانه کشور ما کورکورانه راهی را می رود که صد وچند سال پیش اروپائیان رفتند وامروز چوبش را می خورند وآن گماردن زنان  است در مشاغلی  که هیچ تناسبی با روحیه آنان ندارد.کدام عقل سلیمی حکم می کند که زن برای دو ریال سود بیشتر یک  صاحب فروشگاه، باید تن خود ووقار خود را بفروشد!!؟؟اگر کمی بیاندیشیم خواهیم یافت، بعضی رشته ها فقط مخصوص آقایان است اما پسران محصل ما با دختران جایگزین می شوند وبالعکس، مثلا رشته مامایی چه تناسبی با مردان دارد یا رشته های معماری وساختمان چه تناسبی با زنان!!؟؟

  واقعیت این است که جامعه ما تحت تاثیربعضی فیلم سازانی که از فکر وفرهنگ بویی نبرده اند اما (به خاطر ابزار قوی  وپر مخاطبی که در اختیار دارند یعنی فیلمها) مرجع فکری توده بسیاری از مردم شده اند!! مردمی که از خود استقلال فکری ندارند وزود تحت تاثیر احساسات قرار میگیرند وبه اصطلاح جو گیر می شوند .امروز مردان ما زنان ودخترانشان را به کارخانه ها وفروشگاه ها می فرستند ویا رضایت می دهند که دختران وهمسرانشان در شرکت های خصوصی ودوکتی ،بانکها وادارات  به اصطلاح شاغل باشند وچشمان هرزه وغیر هرزه را به خود مشغول کنند وصدایشان هم در نمی آید اما امان از این که کسی به آنها اعتراض کند، تازه به یاد غیرت می افتند!!!

جای شک نیست که بخش آموزش ودرمان ما برای بانوان ،متخصص بانو می خواهد ، شکی نیست که ما پلیس زن نیاز داریم  وتاکسی بانوان از ضروریات زندگی شهری  است . اما ای کاش مردم ما ضرورت ها را تشخیص می دادند ومتناسب با نیاز جامعه وبا در نظر گرفتن فرهنگ بومی کشور اجازه حضور نوامیسشان را در در جامعه  می دادند ودر این باره با افراد دلسوز مشورت می کرند .ای کاش مسئولین ما مراجع فرهنگی را سازماندهی می کردند وسیاست گذاران ما مرزهای حضور بانوان را از مردان مشخص می کردند .. ای کاش ظرفیت دانشگاه های ما متناسب با نیاز ها پر می شد ...،ای کاش امکانات از دست عناصر نا اهل خارج می شد وبه اهلش سپرده می شد... آنوقت همه شاهد بودند که چقدر  مشکل اشتغال در کشور حل می شد. زیرا دیگر پسر جوان ما که بار تشکیل خانواده بر دوش اوست، مجبور نبود بیکار بگردد اما خواهر او فرصت شغلی اش را در کارخانه وبانک واین موسسه وان شرکت پر کرده باشد ...آنوقت همه می دیدند امنیت اجتماعی واخلاقی چقدر بیشتر حکمفرما می شد وچقدر سن ازدواج پائین می آمد.. آنوقت دیگر هراس سست شدن بنیان خانواده نداشتیم ونسل بعدی ما در کانون گرم خانواده ،در کانون مهر وعاطفه پرورش می یافت هم ،آینده پدر ومادر او روشن بود ودیگر ترسی از خانه سالمندان نداشتند وهم آینده سازان کشور ما افراد لایق تری می شدند ..

به امید اجرا شدن بیش از پیش اسلام ناب محمدی  وآمادگی برای حضور انسان کامل



لیست کل یادداشت های این وبلاگ