سفارش تبلیغ
صبا ویژن
میان شما و موعظت پرده‏اى است از غفلت . [نهج البلاغه]
 
چهارشنبه 99 دی 17 , ساعت 2:2 عصر

شبهه 18

 

قرآن که پر است از تناقض، روایات هم که جعلی اند و ضعیف پس بهتر است فقط از عقل خودم تبعیت کنم و به تشخیص خودم عمل کنم!

 

پاسخ:

قرآن کریم از منبعی معصوم صادر شده و هرگز خطا و اشتباه یا تناقض و اختلاف در آن وجود ندارد، همچنین بسیاری از روایات یا به نحو تواتر ( تواتر یعنی تعداد نقل کنندگان آن روایت به حدی است که امکان ندارد همه آنها دروغ بگویند یا باهم تبانی کنند که روایت دروغی را جعل کنند) به ما رسیده که قطعی و قابل خدشه نیست و یا به نحو خبر موثق و صحیح به واسطه راویان عادلی به ما رسیده که هرگز اهل دروغ نبوده اند و در نقل روایت کمال دقت را می کردند.

 

نکته دیگر این است که هر یک از قرآن، روایات و عقل از منابع اساسی شناخت محسوب میشوند که در این زمینه نباید دچار افراط و تفریط شد، بلکه قلمرو هر یک از این منابع، حد و مرز مشخصی دارد و نباید انتظار داشت همه مسائل را فقط با عقل یا فقط با روایات و یا فقط با قرآن اثبات کرد بلکه هر سه مکمل همدیگر هستند.

 

بدون تردید کنار گذاشتن همه روایات و بی اعتمادی به آنها - به دلیل جعلی بودن برخی از آنها - موجب میشود تا بشر از یکی از منابع اساسی شناخت محروم شود، همچنین کنار گذاشتن قرآن - به دلیل ظاهر برخی آیات که توهم تناقض درباره آنها برای برخی افراد ناآشنا به علوم قرآنی پیش می آید - نیز خسارت جبران ناپذیری را به دنبال خواهد داشت که در آینده آن را تبیین خواهیم کرد.

 

از طرف دیگر کسانی که فقط به آیات و روایات تمسک کنند و عقل را به عنوان یکی از منابع شناخت به رسمیت نشناسند آنان نیز دچار افراط شده و این رویه تبعات منفی بسیاری برای آنان به دنبال خواهد داشت که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

 

از اینرو نمی توان به دلیل برخی آسیب های جانبی - که با ضوابط مشخصی می توان از این آسیب ها در امان بود - از اساس آن منبع شناخت را کنار گذاشت که ما در ادامه به تبین ماهیت و قلمرو هر یک از این سه منبع خواهیم پرداخت.

??#محمدمهدی_فریدونی

@antishobhe313mmf

 

www.ghalh.parsiblog.com


چهارشنبه 99 دی 17 , ساعت 2:0 عصر

شبهه 17

 

تنافی علم خداوند با اختیار انسان:

 

اگه خداوند علم ندارد که من گناه میکنم پس علم او محدود و ناقص است و اگر علم دارد که من گناه میکنم پس من مجبورم گناه کنم وگرنه علم خداوند اشتباه و جهل می شود از اینرو علم خداوند با اختیار من سازگاری ندارد!

 

پاسخ:

اول: ما با علم حضوری خطا ناپذیر در می یابیم که در انجام افعال خود اختیار داریم و کسی ما را مجبور به انجام آن نمی کند.

 

دوم: خداوند علم دارد که شما با اختیار خودتان مرتکب گناه خواهید شد به تعبیر مرحوم علامه محمدتقی مصباح یزدی(ره) علم خداوند به فعل شما، با وصف اختیاریت تعلق می گیرد.

 

برای تقریب به ذهن یک مثال میزنم:

فرض کنید شما بر روی کوهی ایستاده اید و پائین کوه جاده ای هست که مثلا در سر پیچ دوم فرو ریخته و به اصطلاح جاده دچار رانش شده است و ماشینی با سرعت 120 کیلومتر در حال حرکت به سمت پیچ است.

شما با مشاهده این صحنه علم پیدا میکنید که این ماشین دچار سانحه خواهد شد حال سوال اینجاست آیا علم شما او را مجبور به این سانحه میکند؟ یا چه شما علم داشته باشید یا نداشته باشید بازهم سانحه و تصادف رخ خواهد داد؟ بلکه حتی اگر شما وجود هم نداشته باشید بازهم این اتفاق خواهد افتاد، واضح و روشن است که این سانحه ارتباطی به علم شما ندارد!

 

پس علم خداوند کسی را مجبور به انجام فعلی نمی کند و با اختیار داشتن بندگان منافاتی ندارد

??#محمدمهدی_فریدونی

@antishobhe313mmf

www.ghalh.parsiblog.com

 


یکشنبه 99 دی 14 , ساعت 8:3 عصر

شبهه 16

 

اگر خداوند می دانست من جهنمی هستم ، چرا مرا خلق کرد ؟

پاسخ:

در واقع این سوال مشتمل بر دو امر است که باید به هر یک از ایندو مستقلا توجه کرد، چرا که حکم هرکدام غیر دیگری است، یکی خلق کردن خداوند و دیگری جهنمی شدن شخص مخلوق.

 

اما اینکه چرا خداوند شخص شما را خلق کرده است بخاطر اینکه از یک طرف شما موجود ممکنی هستید که هستی و وجود برای شما ممکن بوده و از باب تسامح میشه گفت وجود حق شما بوده است و از طرف دیگر خداوند بخیل نیست و هرگونه بخل از ساحت مقدس او بدور است از اینرو اگر خداوند شما را خلق نمیکرد در اینصورت موجودی صلاحیت خلق را داشته ولی خداوند آن را خلق نکرده که این امر با عدالت خداوند و فیاض علی الاطلاق بودن او سازگاری ندارد پس عدالت خداوند وجود شما را اقتضا میکند و خلقت شما از خداوند ضروری است، البته نه به معنای "وجوب بر خدا" که جبر شود بلکه به معنای "وجوب از خدا" که این ضرورت نیز از ناحیه خود خداوند است.

 

و اما جهنمی شدن شما فعل اختیاری شماست که با اختیار خودتان راه شقاوت را در پیش گرفته اید آنهم بعد از اتمام حجت خداوند بر شما و نشان دادن راه نورانی حق و بیان صراط مستقیم به سعادت.

 

بنابراین خلقت خداوند فعل اوست که بر اساس عدالت و فیاض علی الاطلاق بودنش آن را انجام می دهد و انتخاب جهنم رفتن فعل خود شماست که ناشی از سوء اختیار شماست و ارتباطی به فعل خداوند ندارد و اینکه شما با اختیار خودتان گمراهی را انتخاب میکنید دلیل بر این نمیشود که خداوند بر خلاف مقتضای عدالت عمل کند و حق هستی را از شما بگیرد.

??#محمدمهدی_فریدونی

@antishobhe313mmf

www.ghalh.parsiblog.com


جمعه 99 دی 12 , ساعت 9:40 صبح

شبهه 15

 

اینجانب در یکی از کشورهای غربی زندگی میکنم متاسفانه یکی از حربه ها علیه حضرت محمد(ص) بحث تعدد زوجات ایشان است که این امر را تقبیح کرده و آنرا امر اشتباهی میدانند ممنون میشم در اینباره توضیح دهید.

 

پاسخ:

 برای تعدد زوجات پیامبر اسلام(ص) -که در 13 سال آخر از عمر شریف ایشان اتفاق افتاد و تا 50 سالگی فقط یک زن بنام حضرت خدیجه(س) داشتند- عوامل مختلفی را ذکر کرده اند که در برخی موارد جنبه سیاسی داشته یا از باب دلجویی از کسی بوده که شوهرش در جنگ شهید شده بود یا بخاطر حمایت از زن بی سرپرست بوده است...

 

اما اگر شبهه کننده شخص غیر مسلمان باشد علاوه بر این نکته باید گفت این بحث مربوط به عصمت پیامبر اسلام است از اینرو باید ابتدا وجود خداوند و سپس حقانیت نبوت پیامبر و بعد عصمت آن را اثبات کرد و با اثبات عصمت طبیعتا هرگونه خطا و اشتباه یا هوس رانی از پیامبر اسلام نفی خواهد شد و در مرتبه بعد میتوان به عوامل سیاسی، اجتماعی و دینی آن اشاره کرد و از آنجایی که عصمت پیامبر هم دلیل عقلی و هم قرآنی دارد قطعا ازدواج های متعدد او بخاطر مصالح سیاسی، اجتماعی و اعتقادی بوده و امری موجه می باشد. 

 

ضمن اینکه دلایلی که برای تقبیح تعدد زوجات مطرح کرده اند همگی مخدوش اند و شاید بتوان همه آنها را در این استدلال خلاصه کرد که ازدواج مجدد غیر انسانی است، زیرا عاطفه زن اول نادیده گرفته شده و باعث ضربه عاطفی به او میشود و این امری غیر انسانی است!

در پاسخ باید گفت:

اول: ملاک در تشخیص انسانی و غیر انسانی بودن یک عمل مبهم بوده و در اکثر موارد شخص سلیقه خود را انسانی دانسته و آن را ملاک انسانیت قرار می دهد.

دوم: با این استدلال تعدد فرزند نیز باید امری غیر انسانی تلقی شود، زیرا اگر ازدواج مجدد بخاطر لطمه عاطفی به زن اول جایز نباشد فرزند دوم داشتن نیز باعث لطمه عاطفی به فرزند اول میشود و نباید جایز باشد حال آنکه کسی به آن التزام ندارد.

??#محمدمهدی_فریدونی

@antishobhe313mmf

www.ghalh.parsiblog.com


جمعه 99 دی 12 , ساعت 9:39 صبح

شبهه 14

 

اسلام با زور شمشیر پیش رفت مانند داعش که نمونه ای شبیه به حکومت پیامبر اسلام است.

 

پاسخ:

اول: چگونه میتوان باور کرد که عده ای قلیل، در شعب ابی طالب در محاصره و تحریم همه جانبه صرفا با زور شمشیر تا این حد گسترش پیدا کند؟!!

 

دوم: اگر پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر شمشیر اسلام را گسترش داده بود پس چگونه پس از فتح مکه که قدرت بر کشتار و قتل عام مخالفان خود را داشت ولی عفو عمومی اعلام کرد؟ آنهم در شرایطی که دشمنان وی در زمانی نه چندان دور در ظلم و ستم بر او و یارانش سنگ تمام گذاشته بودند اما هرگز پیامبر رحمت در صدد انتقام بر نیامد!

 

سوم: در موارد زیادی شمشیر مسلمانان برای دفاع از خود بوده و بر فرض که در مقطعی اسلام با زور شمشیر گسترش پیدا کرده باشد و در حال دفاع نبوده باشد، بازهم ایرادی بر آن نیست، چرا که دین اسلام دینی جهانی بوده و رسالت پیامبر اسلام این بود که همه مستضعفان عالم را از زیر سلطه ظالمان و مستکبران رهایی بخشد و -باتوجه به مقاومت و اصرار مستکبرین بر ادامه ظلم خویش- این امر جز با کمک شمشیر و جنگ امکان پذیر نبود.

 

در پایان باید گفت: واقعیت این است که گسترش سریع و باور نکردنی اسلام در کوتاه ترین زمان ممکن، از طرفی مدیون حقانیت آموزه های دینی اسلام که مطابق با فطرت انسانی است و از طرف دیگر معجزه های پیامبر اسلام که حجت را بر همگان تمام کرده بود!

 

و اما مقایسه حکومت پیامبر اسلام با مشرکین و مدعیان دروغین و خونریزی مثل داعش که دست پروده استکبار جهانی بود، نهایت بی انصافی است که بر هیچ آدم منصفی پوشیده نیست.

??#محمدمهدی_فریدونی

@antishobhe313mmf

www.ghalh.parsiblog.com


   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ